بانوی آب و آینه مسابقه ای اینترنتی در سایت کانون


عنوان تازه ترین مسابقه اینترنتی سایت کانون، «بانوی آب و آینه» که در آستانه ی میلاد دختر گرامی پیامبر اکرم و روز زن فعال شده است.

 

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این مسابقه در قالب 14 سوال چهار گزینه ای بر روی سایت مسابقات کانون به نشانی www.kanoonquiz.ir به مناسبت میلاد حضرت زهرای مرضیه(س) قرار گرفته است.

موضوع هایی مانند زندگی، سیره، سخنان گهربار، القاب و اسامی و فرزندان، محور اصلی سوال هایی که کاربران سایت کانون می توانند به آن پاسخ بگویند.

برای شرکت در مسابقه «بانوی آب و آینه» مدت 20 دقیقه زمان تعیین و پایان مهلت شرکت در این رقابت نیز روز 13 خرداد 1394 هم زمان با میلاد حضرت  مهدی موعود(عج)  اعلام شده است.

این مسابقه را اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل کانون برگزار می کند و پس از پایان مهلت تعیین شده به برگزیدگان جوایزی را اهدا خواهد کرد.



خبر
نام منبع: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

میلاد بانوی دو عالم و روز مادر را به همه دوستان و عزیزان تبریک عرض میکنم


عطر شور انگیز غزل ها طرحی از عطر توست; جلوه ی آینه ها از تصویر توست که در سینه دارند، بهار با همه دلبری اش، تمام زیبایی اش را از تو وام می گیرد .

بانوی سپید شعر من! . . .



ملایک، بال در بال، گستره ی آسمان را برای قدوم تو مهیا کرده اند .



برگ های تمام درختان به یمن دیدار تو سبز گشتند و سبزی و طراوت را به جهان تقدیم کردند .



پیچکان عاشق با هر نگاه لبریز از آینه ات عاشقانه می پیچند و بالا می روند . . . .

مادر تمامی خوبی ها! . . .



فاطمه جان . . .



تو نشان لطف خدایی برایمان،



تویی که پنجره ها همه بی قرار تواند و کوچه ها در انتظار قدوم مبارکت!



تویی که چشمانت همه حدیث و اعجاز است .



تویی که وقتی دیگر بهانه ای برای بودن نیست، می آیی و بودن، هستن و بالاتر از زیستن، عشق را رنگی دیگر می بخشی! . . .



تو که عالم همه از ناز قدوم تو آفریده شده است; تو که کولی صفتان دیو سیرت، عشق خدا را در چشمان رمز آلود پیامبر ندیدند آن هنگام که تو را می نگریست و باران عاشقی در آسمان چشمانش هویدا می شد;



تو که مناجات با قامت آسمانی ات تفسیر می شد، آن هنگام که در محراب عشق ترنم دلدادگی سر می دادی،



تو که جبرئیل، حامل سلام خداوند برایت بود .



تو که با عشق ولایت زیستن و با درد ولایت رفتن را به همگان آموختی، آن هنگام که میان درب و دیوار خانه زمزمه ی «یا علی » از لبان آسمانی ات دمی جدا نشد،



تو که پیوند نبوت و امامت و ولایت بودی، تو که دلدادگی و عشق در محضر تو درس آموخته بود،



تو که دنیا از برای جلوه ی تمام وجودت کوچک بود، تو پایان شام انتظارمان هستی و صبح صادق در شام تارمان!



تو بهار جاودانی برای سال ها زندگی مان!



نگاه آسمانی ات واژه ی زندگی است .واژه ای که حتی لحظه ای به دور از آن نمی توانیم به زندگی خویش ادامه دهیم



نگاهت، نگاهی است که سنگ ها را ماه می کند و ماه را آب!



تو عاشقانه ترین یادی برای ما و جاودانه ترین نامی هستی که با هر ضربان قلبمان آن را تکرار می کنیم . آری تو جاودانه ترین نامی برای آن که نمی داند و نمی خواند!




در انتهای ظلمت شب و در عمق تاریکی، دل به یاد تو می سپاریم، آن زمان که آسمان چشمانمان همراه با نسیم سحرگاهی به نم نم باران اشک می نشیند . . .

هر شامگه تا سحرگاه، هر طلوع تا غروب، هر چشمک ستاره تا چشمکی دیگر به انتظار طنین گام های تو بر گلبرگ های عشق می مانیم تا ندا سر دهیم که:

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة .